درخواست سيانور
خانمی وارد داروخانه می شه و به دکتر داروساز میگه که به سیانور احتیاج داره!
داروسازه میگه واسه چی سیانور میخوای؟
خانمه توضیح می ده که لازمه شوهرش را مسموم کنه.
چشمهای داروسازه چهارتا می شه و میگه: خدا رحم کنه، خانوم من نمیتونم به شما
سیانور بدم که برید و شوهرتان را بکُشید! این بر خلاف قوانینه! من مجوز کارم را
از دست خواهم داد...
هر دوی ما را زندانی خواهند کرد و دیگه بدتر از این نمی شه! نه خانوم، نـــه!
شما حق ندارید سیانور داشته باشید و حداقل من به شما سیانور نخواهم داد.بعد از
این حرف خانمه دستش رو می بره داخل کیفش و از اون یه عکس میاره بیرون؛ عکسی که
در اون شوهرش و زن داروسازه توی یه رستوران داشتند شام میخوردند. داروسازه به
عکسه نگاه می کنه و می گه: چرا به من نگفته بودید که نسخه دارید؟
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۲/۰۹ ساعت 20:49 توسط شريعتي مهر - صمصامی- محمودي اصل
|
با سلام و احترام